ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

214

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

رنگ و زندگى به هم آميخته و منظره‌ى خيال‌انگيزى به وجود آورده بود كه كاش نقاش ماهرى از روى آنها اثرى خلق مىكرد . چاپارخانه آبيك « 1 » - ايستگاه دوم - كاملا شبيه چاپارخانه‌ى شروين ده بود . در سمت چپ ما ، در پيچ و خم كوهستان البرز ، بيشه كوچكى از درختان تبريزى نظر ما را جلب كرد كه معلوم بود در پشت آن دهكده‌هايى قرار گرفته است . گاهى از دور عبور كاروانى از شترها را كه از وسط بيابان مىگذشت ، تماشا مىكرديم . توده‌يى از ابرهاى سفيد دور گنبد دماوند را احاطه كرده بود . دهكده‌ى ينگى امام « 2 » كه اطرافش ديوارهاى بلند و برج و بارودار كشيده شده بود ، در سمت چپ جاده واقع است . ايستگاه جديد متصل به كاروانسراى قديمى كه خوب به جاى مانده ، از منزلگاه‌هاى قبلى كوچك‌تر ولى مثل آنها داراى حوضى با آب زلال و باغچه‌ى مرتبى بود . نزديك اين منزل مقبره‌يى قرار داشت . به‌طورى كه متولى آنجا مىگفت اين مقبره متعلق به جنگجويان زمان‌هاى قديم است كه هنوز به درستى درباره‌ى آنها تحقيق نشده است . امام‌زاده - كه نام خود را به دهكده‌ى نزديك نيز داده است - در سمت راست جاده كمى دور تر از چاپارخانه واقع بود . ديوار بلند روبه‌رو نمىگذاشت جز گنبد مخروطى شكل آن‌كه با كاشىهاى فيروزه‌يى رنگ تزيين شده و قسمتى از آن فروريخته بود ، چيز زيادى ديده شود . متصدى به ما توصيه كرد از رفتن به داخل آن صرف‌نظر كنيم ، چون ممكن بود براى ما خالى از خطر نباشد . چهارشنبه 18 [ اكتبر ] . ساعت سه صبح اوئيلن و ژروم به همراهى پسر متصدى ايستگاه كه تازىهاى خود را نيز در اختيار آن دو گذاشته بود ، به عزم شكار آهو سوار اسب شدند . من اصولا علاقه‌ى زيادى به شكار ندارم ، از طرف ديگر فكر مىكردم كه اين آهوها هم افسانه‌يى بيش نيست و رفقاى ما را دنبال نخود سياه مىفرستند . به اين جهت از اين فرصت - كه كم‌تر نصيب ما مىشد براى يك استراحت كامل و خواب خوب استفاده كردم .

--> ( 1 ) . در اصل Belbeg . ( 2 ) . ينى در زبان تركى به معنى تازه است . « ينى امام گويند براى اينكه در نزديكىها يك نفر مدعى شده كه در خواب ديده در آنجا امام‌زاده‌يى مدفون است ، پس گنبد و دستگاهى ساخته‌اند ، دورش آباد شده . . . » خاطرات حاج سياح ، ص 203 . م .